حاکمان پنجگانه چه می گویند؟ (نوشتار اولیه)
19 بازدید
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

حاکمان پنجگانه چه می گویند؟

(حکم فقط حکم خداست)

بسم الله الرحمن الرحیم

1- پنج حاکم بر انسان حکومت می کنند.

خدا، عقل، عادت، طبع، عرف

در جمله ی «عادل باش و خیانت مکن» حاکم خدا و عقل است.

در کشیدن تریاک توسط یک معتاد، حاکم عادت است.

در نوشیدن نوشابه توسط یک فرد دیابتی حاکم طبع است که می پسندد.

در انجام یک مراسم به شکل خاص، حاکم عرف است. رسم و متعارف است.

2- عقل و شرع با هم مخالفتی ندارند. هرچه را عقل حکم کند شرع هم حکم می کند. ولی گاهی شرع احکامی دارد که عقل چون از درک آن عاجز است با شرع مخالفتی ندارد. می گوید نمی فهمم. شرع و خدا می فرماید قطع رحم عمر را کوتاه و صله رحم آنرا طولانی می کند. عقل می گوید چون نمی فهمم مخالفتی ندارم. شرع (در حدیث نبوی) می گوید: «إذا ظهر الزنا من بعدی کثر موت الفجأه» اگر بعد از من زنا زیاد شد مرگ ناگهانی زیاد می شود. (اصول کافی ج2 ص 374)

عقل می گوید این از محدوده درک من خارج است.

3- حکام پنجگانه گاهی همگی یک حکم مشترک دارند و با هم مخالف نیستند. گرسنه ای ضعف کرده به غذای حلال مفیدی دست می یابد. تمام حکام می گویند بخور. و اگر مسموم باشد می گویند نخور.

4- گاهی با هم مخالف می شوند. معتاد به حکم اعتیاد می گوید:

بکش تریاک تا در جان حیات است

که دودش بهتر از نقل و نبات است

معتاد به شراب می گوید:

مکش تریاک تا در خم شراب است

تیمم باطل است آنجا که آب است

عقل و شرع می گویند:

تریاک نکش که دردناکت سازد

زهری است که عاقبت هلاکت سازد

آلوده روان تابناکت سازد

در جامعه پست تر ز خاکت سازد

به جوانی که توانایی مالی چندانی ندارد بگو چرا برای مراسم عروسی ات یا درگذشت پدرت چنین مجلسهای پرخرجی می گیری؟ در جواب می گوید: متعارف است. با حرف مردم چه کنم؟

5- انبیاء و اوصیاء و پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم) همه یک صدا می گویند در برابر شرع و خدا حکمی وجود ندارد. فقط حکم خدا.

جابر انصاری به سرور آزادگان سیدالأحرار امام حسین (علیه السلام) گفت: برادرت با معاویه صلح کرد و در کارش موفق بود. تو هم چنین کن. فرمود: آنچه برادرم حسن انجام داد به اذن خدا بود و آنچه من می کنم به اذن خداست.

با اعجاز حضرت، پیامبر (صلی الله علیه وآله) ظاهر شد و به جابر فرمود: مگر قبلا در مورد حسنم به تو نگفتم؟ که «لاتکون مومنا حتی تکون لائمتک مسلما و لاتکون معترضا» مومن نخواهی بود مگر آنجایی که تسلیم امامانت باشی و اعتراضی نکنی.

رضا الله رضانا اهل البیت. (نفس المهموم ص 77)