غیبت امام عصر (عجل الله فرجه) و غضب خدا (نوشتار اولیه)
11 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

بسم الله الرحمن الرحیم

غیبت امام عصر (عجل الله فرجه) و غضب خدا

(نوشتار اولیه)

مقدمه

پیرامون امامت ولی الله زمان حضرت حجت بن الحسن ارواحنا فداه صدها سوال مطرح است، و متون دینی و علماء صاحب قلم در طی قرنها به جواب آنها پرداخته اند. یکی از این سوالات این است که چرا باید امید مستضعفان و هادی خلق و پناه بی‌پناهان غایب از انظار باشد.

نویسنده این اوراق نیز مانند سایر دلبستگان به آن جناب مدتها در صدد جواب این سوال بودم. مجموع آنچه به‌دست آمد عناوین ذیل است:

1- علت اصلی غیبت مخفی است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «لأمر لم یوذن لنا فی کشفه لکم». علت غیبت چیزی است که ما اجازه کشف آن را نداریم.[1]

در توقیع و نامه حضرت صاحب الأمر به اسحاق بن یعقوب آمده است: «لا تسئلوا عن أشیاء إن تبد لکم تسؤکم»[2] از اموری که ظهور آنها موجب ناراحتی شما می‌شود سوال نکنید. البته فوائدی آشکار بر غیبت مترتب شده است.

2- امتحان خلق

3- برای اینکه استعداد مردم برای ظهور به کمال برسد.

4- نجات حضرت از قتل

5- برای اینکه وقتی ظهور می‌کند بیعت احدی را به گردن نداشته باشد.

و...

اما عنوان دیگر الهام از کلام علامه مجلسی در شرح یک حدیث شریف است. مرحوم کلینی در کافی  شریف روایاتی تحت عنوان غیبت آورده است که یکی از آنها بدین شرح است:

محمد بن فرج می‌گوید: حضرت ابوجعفر امام جواد[3](علیه السلام) برای من نوشتند که إذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه نحانا عن جوارهم. وقتی خدا بر خلق خود غضب می‌کند ما را از مجاورت آنها دور می‌کند.[4]

مرحوم مجلسی ; در مرآه العقول در شرح کافی شریف می‌گوید:این حدیث نشان می‌دهد که غیبت امام ، غضب خدا بر بیشتر انسانهاست.[5]

این  عنوان (غیبت غضب خدا بر مردم) برای حقیر تازگی داشت و این نوشته شرح و توضیحی بر این عنوان است.

هدایت بشر بوسیله انبیاء و ادامه این راه بوسیله اوصیاء; برترین نعمتها

وجود انبیاء و اوصیاء برای راهنمایی انسان ثمره خلقت و وجود انسان کامل سبب بقاء آن است و طبق روایت جناب ابوذر از نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) بوسیله 124000 نبی و پس از آنها بوسیله اوصیاء صورت گرفته است.

وجود آنان چنان ضروری است که اگر مدتی بشر از حضور ظاهری آنان محروم شود باید زانوی غم به بغل گرفته و با چشم گریان بگوید: «أین السبیل بعد السبیل، أین الخیره بعد الخیره، أین الشموس الطالعه، أین الأقمار المنیره، أین الأنجم الزاهره ... أین بقیه الله».

عالم بدون هدایت اولیاء الهی خلقتی پوچ داشت و خدای حکیم چنین خلقی را ناپسند دانست: «أفحسبتم أنما خلقناکم عبثا و أنکم الینا لاترجعون»[6]

به برکت رسولان الهی انسان اشرف مخلوقات می‌شود و بدون آنها به پست‌ترین موجود تنزل می‌یابد.

برخورد انسانها در طول تاریخ با انبیاء

1- کشتن انبیاء و پیروان راستین آنان

2- تهدید به رجم (سنگسار)

3- اهانت و نسبتهایی چون جنون، سحر و جادوگری، خرافاتی، شاعر

4- استهزاء انبیاء

قتل انبیاء

بیش از 7 جای قرآن  سخن از کشتن انبیاء مطرح است.

1- ...و ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّه وَ الْمَسْكَنَه وَ بَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون.

مهر خواری و مسکنت بر آنان (بنی اسرائیل) زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند. این بدان سبب بود که آیات خدا را انکار می‌کردند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند.این از آن روی بود که آنها مردمی نافرمان بودند و پیوسته تجاوز می‌کردند. [7]

2- إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيم (کسانی که آیات خدا را انکار می‌کنند و به ناحق پیامبران را می‌کشند و مردمی را که به عدالت فرمان می‌دهند به قتل می‌رسانند آنان را به عذابی دردناک بشارت بده.[8]

اشاره کوتاهی به سایر آیات در این موضوع:

3- آل عمران 112 : ... وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ.

4- آل عمران 181: ...سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ.

5- بقره 91: ...فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين.

6- نساء 155: ...فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ.

7- آل عمران 183: ...قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلي‏ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏.

8- در آیه 157 سوره نساء آمده که تصمیم به قتل جناب عیسی  (علیه السلام) گرفتند ولی امر بر آنان مشتبه شد. همینطور آیه 30 از سوره  انفال نیز خبر از قصد کشتن پیامبر اسلام توسط مشرکین می‌دهد: «و إذ یمکر بک الذین کفروا أن یثبتوک او یقتلوک او یخرجوک»

قتل انبیاء در روایات

1- نهج البلاغه، خطبه 181  :

«... وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْقُرُونِ السَّالِفَه لَعِبْرَهً أَيْنَ الْعَمَالِقَه وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَه أَيْنَ الْفَرَاعِنَه وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ.»

از این سخن استفاده می‌شود که بوسیله اصحاب رس جمعی از انبیاء و رسولان کشته شده‌اند.

2- تفسیر مجمع البیان و فخر رازی ذیل آیه 21 آل عمران:

عن النبی (صلی الله علیه وآله) : قتلت بنواسرائیل ثلاثه و اربعین نبیا من اول النهار فی ساعه واحده فقام مأه رجل و اثناعشر رجلا من عبّاد بنی اسرائیل فأمروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنکر فقتلوا جمیعا فی آخر النهار فی ذلک الیوم.[9] از این روایت استفاده می‌شود که بنی اسرائیل 43 پیامبر را در یک ساعت اول روز کشتند و 112 نفر در مقام نهی از منکر قیام کردند. آنها نیز در عصر همان روز به قتل رسیدند.

3- کمال الدین صدوق ص 217 و بحارالانوار ج 11 ص 47 :

 « عن ابی جعفر (علیه السلام) : کانت بنواسرائیل تقتل فی الیوم نبیین و ثلاثه و اربعه حتی انه کان یقتل فی الیوم سبعون نبیا و یقوم سوق بقلهم (قتلهم) فی آخر النهار».

اگر عدد 70 برای مبالغه باشد باز هم نشان از خباثت قاتلین دارد. کشتن 43 پیامبر در یک روز یا 70 (و یا حتی بر اساس نقل الدرالمنثور 300) پیامبر نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد. زیرا بعید است این تعداد پیامبر در یک روز یکجا اجتماع کنند.

4- عبدالله بن عمر به امام حسین (علیه السلام) پیشنهاد صلح داد. حضرت فرمود: «اما علمت ان بنی اسرائیل کانوا یقتلون بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس سبعین نبیا» (لهوف ص 50)

چراغهای  هدایت و تهدید به سنگسار

1- به جناب شعیب گفتند لَوْ لاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ.[10]

2- آذر خطاب به ابراهیم (علیه السلام) گفت: لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ.[11]

4- به رسولان انطاکیه: لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ.[12]

5- مردم خطاب به نوح (علیه السلام) : لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِين.[13]

نسبتهای ناروا به انبیاء

...مجنون، شاعر، ساحر، دروغگو، گفته هایش «أضغاث احلام» (خوابهای پریشان) است و...

« قالوا یا ایها الذی نزل علیه الذکر انک لمجنون» (حجر 6)

« بل قالوا أضغاث أحلام بل افتراه بل هو شاعر» (انبیاء 5)

« و قالو مجنون و ازدجر» (دیوانه مطرود!) (قمر 9 )

تکذیب انبیاء

« فإن کذبوک فقد کذب رسل من قبلک» (آل عمران 184)

تمسخر و استهزاء

«یا حسره علی العباد ما یأتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون» (یس 30)

برخورد مردم با پیامبر رحمت

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) اشرف انبیاء و رحمه للعالمین است و به حکم اخبار متواتره او و 12 جانشین او چراغ راه هدایتند. به اختصار نوع برخورد مردم با آنحضرت تشریح می‌شود:

1- سرانجام مسموم از دنیا رفت. شیخ طوسی در تهذیب می‌گوید: «قبض بالمدینه مسموما یوم الاثنین».

 در تفسیر عیاشی (ج1 ص 200) آمده است: «فسم قبل الموت، انهما سقتاه و فی نسخه سمتاه. قال الفیض: مرجع الضمیر الإمرئتان»

مجلسی می گوید: «یمکن ان یکون کلا السمین دخیلین فی شهادته» (یکی مسموم شدن در خیبر بوسیله زن یهودیه و مسموم شدن قبل از مرگ بوسیله آن دو زن) . مجلسی با آن دقتی که دارد مرگ پیامبر را شهادت می داند.

(بحار ج 22 ص 516 تا 521 )

عن ابی عبدالله (علیه السلام) عن آبائه: إن الحسن (علیه السلام) قال لاهل بیته: انی اموت بالسم کما مات رسول الله (صلی الله علیه وآله) قالوا و من یفعل ذلک قال امرأتی جعده بنت الاشعث فان معاویه یدس الیها و یامرها بذلک. (الخرائج و الجرائح ص 125/ منتهی الآمال از قطب راوندی ج 1 ص 433)

2- بقی غیر مدفون ثلاثه ایام

با رحلت حضرت جنازه مطهرش را رها نموده، به سقیفه رفتند و کردند آنچه کردند. پس از دفن حضرت تنها وارث او فاطمه مظلومه اش را با ضرب فشار بین در و دیوار با سیلی و تازیانه و غلاف شمشیر و غصب فدک و... تسلیت گفتند.

یازده وصی او را با شمشیر یا با زهر همچون خود حضرت به شهادت رساندند و خانه نفر یازدهم (حضرت عسکری علیه السلام) را تفتیش نمودند تا بتوانند آخرین وصی آدم تا خاتم را کشته و راه خیانت بر خود هموار  نمایند.

هیچ پدری به اندازه پیامبر فرزندان مقتول، مطرود، اسیر و مظلوم نداشت. با رسیدن نوبت وصایت به خاتم الاوصیاء حجت بن الحسن روحی فداه ورق برگشت. هزاران سال خدا پیامبر، رسول، و وصی برای هدایت می فرستاد و حال این آخرین انسان کامل است که وجودش ضروری و سبب بقاء عالم است. او را در پس پرده غیبت نگه می‌داریم تا مدعیان هدایت بشر، حکام کاخ نشین بیایند و به تدریج مردم باورشان شود که غیر از هدایت الهی بوسیله ولی الله هرچه هست اضلال و ستم است و غیر او هر کس بیاید سرکنگبینی است که ثمری جز صفرا ندارد.

از قضا سرکنگبین صفرا فزود - روغن بادام خشکی می‌نمود.

به هر حال این غیبت -با تصدی علمای ربانی بر امور مردم تحت اشراف حضرت بقیه الله- ادامه خواهد یافت تا روزی که مردم آمادگی پذیرش او را بیابند.

البشاره کان شه نیکوسرشت - آید و گیتی کند باغ بهشت.


[1] منتخب الاثر ج 2 ص 264

[2] منتخب الاثر ج 2 ص 265

[3] در روایت تعبیر ابوجعفر هست که در وهله اول ظهور در امام باقر (علیه السلام) دارد. لیکن از آنجا که محمد بن فرج از اصحاب امام جواد (علیه السلام) است حمل بر آن حضرت می شود.

[4] کافی ج 1 ص 343

[5] مرآة العقول ج 4 ص 61

[6] سوره مبارکه مومنون آیه 115

[7] سوره مبارکه بقره آیه 61/ترجمه بهرامپور

[8] آل عمران 21/ترجمه بهرامپور

[9] تفسیر فخر رازی ج 7 ص 176 و تفسیر مجمع البیان ج2 ص 720

[10] سوره مبارکه هود آیه 91

[11] سوره مبارکه مریم آیه 46

[12] سوره مبارکه یس آیه 18

[13] سوره مبارکه شعراء آیه 116